خیلی جالبه که آدم وقتی حرفهای بقیه رو می شنوه یا می خونه می بینه که اونا هم کمابیش همون فکرایی رو کردن که خودش به ذهنش رسیده. آره, منم به خیلی از اینایی که شنیدم فکر کردم و نهایتا با خودم به این نتیجه رسیده بودم که خدا از هر کسی به اندازهای توقع داره که بهش داده. یعنی اگه از من که تو این نوع خانواده بزرگ شدم و بک سری امکانات برام بوده یک سری انتظار داره که حتما از یک دختری که تو "وانا" به دنیا اومده و همیشه هم همون جا بوده, نداره و به تبهش هم از یک نفری که تو خانواده سلطنتی سوئد به دنیا اومده یک سری انتظار داره مخصوص خودش. به نظرم این جوری منتطقی میومد و غیر از این عدلش برام قابل پذیرش نبود. با همین تفکر این مطلب رو بسته بودم, تا حدود سه ماه پیش. سه ماه پیش با یک نفر که از من خیلی هم بزرگتره و مسیحی هم هست(!), به طور خیلی اتفاقی ای این بحث پیش اومد. از اینجا شروع شد که اصلا چرا ما آفریده شدیم. یک نفری که تو اون جمع بود پرسید که خدا رو چه حساب و کتابی به من این واینو اینو داده و به یک نفر دیگه هیچ کدوم رو نداده, به جاش به یکی دیگه ده برابرش رو داده. اون نظرش این بود که هر کسی باید هدف از آفرینش خودش رو پیدا کنه و یک حرف خوبی زد, گفت "آدم باید یه جوری زندگی کنه که بقیه محبت خدا رو در اون ببینن..." من اون موقع نفهمیدم ولی تا یک هفته بعد نه تنها فهمیده بودم, بلکه احساس کرده بودم. هیچ وقت شده که احساس کنین که محبتش رو از طریق یک انسان دیگه دریافت کردین یا تونستین این احساس رو به کس دیگه انتقال بدین؟ از زمانی که این حس رو لمس کردم فکر می کنم ک شاید هرکسی به همون اندازه که بهش نعمت و محبت داده شده باید به بقیه بده تا تکلیفش رو کامل انجام داده باشه... نمی دونم.اینا همه حرفه.اینجا از اون جاهایی که هر کسی فقط باید به حرف دلش گوش کنه و بس.<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

/ 5 نظر / 2 بازدید
Mahvash Joorabchi

نناز جونم با اين نوشته قشنگي که فرستادي بخصوص امروز شب عيد خودت جواب یک سئوال بزرگ مرا داذی. منهم فکر میکنم خداوند از هر کس بتوان ان ادم انتظار داره و ميخواهد ما عشق و خوشبختی را بشناسيم و با ديگران سهيم شويم. مرسی برای فرستادن اين نوشته ای به اين قشنگی. دوستت دارم

محمد توکلی

سلام اعتقاد به اينکه آدم می تونه تجسم عدل خدا و حتی نمایش خود خدا برای ديگران باشه؛ نه بعنوان جوابی برای اثبات عدالت حق؛ بلکه فقط بعنوان راه گريزی از بی عدالتی و ظلم فردی شايد مورد پذيرش قرار بگيره؛ همانطور که مدتهای زيادی؛ دين به عنوان مانع درونی برای انجام جنايت مورد پذيرش بوده و تا حدودی هنوز هم در بسیاری کشورها هست.

alireza afshar

Javabe ina har chi has kheili pichidast va jaye kheili ziyadi baraye bahs dare va ghane kardan chenin afradi aslan rahat nist. Taabir va be doosh keshidane hameye inha ehtiyaj ziyadi be roshnabini darooni, iman va eaateghade mohkami dare ke baes mishe inha hamchenin be rahe khodeshoon edame bedan ke az ajayeb va zibaeehaye ensan ast. Shayad vaghti digar.... Hamishe shad bashi

alireza afshar

Salam, aval ozr mikham ke natoonestam farsi type konam. Be nazare man chizaee ke inja oomade ta hodoodi dosroste vali kheili vaghta ghaziye be hamin sadegi ha nis. Afrade ziyadi dar donya vojood dashtan va daran ke dar tool zendegi hich chizi joz zajr, va ta-ammolate roohi tajrobe nakardan va hich khatere-ee az lezzat va shadi nadaran. In dar haliye ke khodeshoon dar ijad shodane in sharayet naghshi nadashtan. Masaleh faghat in nist ke oona ba eaateghad be inke be andazeye chizi ke beheshoon dade shode bazkhast mishan ya azashoon entezar daran. Oona dar tamam omr hamish yek soal ro dar ghesmataye mokhtalefe zehneshoon micharkhoonan: CHERA MAN? CHERA INJOORI?? "Aya in hame azab ye jaee, ye joori jobran mishe"??

Amir

خیلی تصادفی از اینجا سر در آوردم ولی موضوع بحث جالب بود! هدف از خلقت به نظر من: «حس کردن جهان هستی حتی برای یک لحظه». هر کسی با حواس و هوش و بدن خودش این دنیا رو حس می‌کنه. چون آدمها متفاوت هستن، پس درک‌شون از جهان هم متفاوت هستش. پس به نظر من یک انسان مزیتی بر دیگری نداره! اما اگر فکرکنید که بعضی چیزها رو دارید، مثل هوش، به این دید نگاه کنید که این یک هدیه هستش. پس از اون هدیه برای شادی بخشیدن به دیگران استفاده کنید. به قول حافظ: «شکر آن را که تو در عشرتی ای مرغ چمن، به اسیران قفس مژده گلزار بیار». آنچه را که بواسطه مزيت نسبی بدست آوردی با ديگران قسمت کن تا همه با هم بالا روند. اينجوری شادی در زندگی بيشتر ميشه.