اگر که امروز انقدر پول داشتی که احتیاج به کار کردن نداشته باشی...آیا باز هم کار می‌کردی؟

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دره

جفتش..... بستگی به حالم داره!آره تونستم هر روز از ۸ صبح تا ۹ شب برم سر کار ... الان هم تونستم خونه بشينم...هنوز هم آخر دنيا نشده!!!

why not

soalo vase ki miporsi ? vase khodet? naaa!kar ye kalameye 3 harfiye ba hezaro yeki mani ke faghat mmishe too ghesseye hezaro yek shab javabesh dad! kar mesle sex mimoone azizam lazeme be hamoon dalayeli ke sex lazeme! hala sexe khoob darimo bad, kare por daramad darimo kare sakhto kesalat avar! mitooni azash begzari? zendegi bedoone jofteshoon mesle ye otaghe sooto koore, nemimiri amma mordan azash behtare! javabeto gerefti?

آيدين

Executive Summary آره! Details اين يه جورائی میشه «قياس مع‌الفارق!» داد نزن الان می‌گم يعنی چی! يعنی مقايسه چيزی با چيزی که بهش مرتبط نيست. گفتم «يه جورائی» چون کاملا بی ربط هم نيست. به نظر منُ، کار يه جنبش درآمده. يعنی ارضای احساس نياز به پول. ولی جنبه‌های خيلی زياد ديگه‌ای هم داره. تو اين شکی نيست که اگر از اون آدمائی باشی که نياز مالیشون نامحدود نيست و به اصطلاح سيرمونی دارن وقتی به حدی از درآمد برسی تلاشت می‌تونه کمتر می‌شه ولی از طرفی ممکنه کارکردنت بهتر بشه چون درگيری ذهنيت با کارت هم کمتر ميشه و سريعتر می‌تونی از بيرون باکس نگاه کنی. اما به نظر من اون «اگر»ه به اين راحتيا پيش نمياد، چون آدم معمولا واسه پول درآوردن کار نمی‌کنه واسه پيشرفت کار می‌کنه. يعنی پوله علت اصلی نيس تازه پيشرفتم علت اصليه نيس علت اصلی ارضای احساس «زنده بودن»ه. اينکه آدما وقتی کار نمی‌کنن دپرس می‌شن واسه اين نيس که پول در نميارن واسه اينه که حداقل يکی از دلايل اثبات زنده بودنشونو از دست می‌دن که اتفاقا يکی از دلايله خيلی خيلی مهمه.

آيدين

هممم ۱۰۲۴ کاراکترم تموم شد!

سائده

آره! مطمئنا در اين صورت هم کار می کردم! کار کردنم خيی به پول ربطی نداره، دلايل مهمتری مثل تداوم فعاليت ذهنی و هدفمند بودن زندگیم برام مهمتره! ولی اگر این ساعت کاری یک طوری بود که می‌تونستم هر روز صبح برم کوه بعد برم سر کار خیلی خوب میشد! يا مثلا دفتر کارم روی قله توچال بود راستش اين که مجبور ميشم برای کار کردن از يک سری از علايقم چشم پوشی کنم دردناکه، مخصوصا الان که هوا بهاريه

Grannaz

آخ گفتی سائده. آخ گفتی...

مهرداد

سلام منظورت از کار کردن چيه ؟آرايشگاه رفتن يا کوه رفتن يا تفريح کردن هم نوعی کاره ديگهولی بجای اينکه ژول در بياری بايد ژول بی به اونهايی که دارند ژول ندارن و دارند کار ميکنند. ايد هم ژول دارن و دارن دوباره کار ميکنند بگذريم خيلی قاطی پاتی شد. وبلاگ خوبی داری - بمن هم سر بزن به تازگی يک سايت مهندسی صنايع راه انداختيم اينهم آدرسش www.iiend.com

مهرداد

اه چرا اين ژيغام قبلی من اينطوری شد بعضی از کلمات دوبار نوشته شده و حروف پ هم بهم ريخته شده !!!

تنها در لاريسا

هميشه دوره دانشجوئي با خنده ميگفتم كه كار مال آدماي بيكار هست!!!!!!!!!!!!!! ... يعني آدمائي كه اگه كار نداشته باشن ،ديگه هيچ كاري نميتونن بكنن! ... آدمائي كه وقتي 3 روز تعطيلي ميشه ...ميمونن خونه و ميخورن و ميخوابن و آخر تعطيلات هم حوصلشون سر ميره كه برن دوباره سرِميز و دفترشون!!!! .... من اگه پول داشتم ،كار ...كار ميكردم ...امام كاري رو كه هميشه آرزوش رو داشتم ميكردم!!! بدون وابستگي به ميزان درآمدش! ... هميشه آرزو داشتم راهنماي تور باشم!!! ... كه هم كار هست و هم زندگي!!! .. هنوز هم به اون اميد هستم به اميد اون روز كار ميكنم و انتظار ميكشم!! ... همين!