فرق عشق و دوست داشتن

 

 

عشق در لحظه پديد می آيد، دوست داشتن در امتداد زمان .


عشق معيارها را در هم می ريزد ، دوست داشتن بر پايه معيارها

بنا می شود .


عشق ويران کردن خويش است و دوست داشتن ساختنی عظيم .


عشق ناگهان و ناخواسته شعله می کشد، دوست داشتن از شناختن

سرچشمه می گيرد .

عشق قانون نمی شناسد ، دوست داشتن، اوج احترام به مجموعه

ای از قوانين طبيعی است .


عشق فوران می کند چون آتشفشان و شره می کند چون آبشاری

عظيم،دوست داشتن جاری می شود چون رودخانه بر بستری با

شيب نرم .


عشق ، دق الباب نمی کند ، حرف شنو نيست ، درس خوانده نيست

درويش نيست،حسابگر نيست ، سر به زير نيست ، مطيع نيست

ديوار را باور نمی کند ، کوه را باور نمی کند ، گرداب را باور

نمی کند ، زخم دهان باز کرده را باور نمی کند ، مرگ را باور

نمی کند.



نادر ابراهيمی

/ 2 نظر / 2 بازدید
سه قطره خون

جالبه... خيلی اتفاقی اينجا رو پيدا کردم... اصولاْ با نادر ابراهيمی مشکل دارم... ولی... ميدونم... دچار يعنی عاشق...

kambiz

متن قشنگی بود . کاش بتوانيم ديگران دوست داشته باشيم و کورکورانه عاشق نشيم.